خوابی که امیدوارم تعبیر شود !
دیشب یکی از همکارای خیلی خوبم خواب دیده بود که من و برادرم در حال ساختن یه مجتمع مسکونی بزرگ هستیم.
امیدوارم روزی خوابش تعبیر بشه ... !
فواره چون بلند شود سرنگون شود
دیشب یکی از همکارای خیلی خوبم خواب دیده بود که من و برادرم در حال ساختن یه مجتمع مسکونی بزرگ هستیم.
امیدوارم روزی خوابش تعبیر بشه ... !
در غروب جمعه اي كه دلم بدجوري گرفته بود ٬ خبر درگذشت خسرو شكيبايي ٬ حزن اون غروب حزن انگيز رو تكميل كرد.
روحش شاد...
مادر !
که وجودت برایم همه مهر بود و وجودم برایت همه رنج ٬ توانت رفت تا به توانایی رسم و مویت سفید شد تا سفیدروی باشم.
تو که فروغ نگاهت و گرمی کلامت سرمایه جاودانی زندگی من بوده است...
با تمام وجودم بر دستان پرمهرت بوسه میزنم ...
مادرم ٬ روزت مبارک...!
غلام همت آنم که زیر چــــــــرخ کـــــبود ز هر چـــه رنگ تـــــعلق پذیرد آزادست
حافظ
وقتي دانشجو بودم آخر يكي از كتابهاي درسي شعرهايي كه به نظرم جالب بود رو مينوشتم تا هرازچندگاهي يه نگاهي بهشون بندازم و شعر از يادم نره. ديشب دنبال يه مطلبي بودم و همين كتاب رو داشتم ميخوندم، نگاهم كه به صفحه آخرش افتاد و اين دو بيت شعر لسان الغيب رو ديدم... .
راننده: سلام![]()
دخترا: سلام(احتمالا" اولش فکر کردن اون مرد دنباله آدرسه)
راننده: من یه پسر ۲۰ ساله دارم، خیلی پسر خوب و خوشتیپیه، دلم میخواست با شما بیشتر آشنا بشه...نه اینکه پسرمه تعریفشو کنم، خیلی آقاست...
دخترا:(یه لحظه با تعجب به همدیگه نگاه کردن
) والا چی بگیم...؟ (خداییشم اینجور وقتا تصمیم گیری خیلی سخته)
دردم نهفته به ز طبیبــان مدعی باشــد که از خـــــزانه غیبم دوا کـــنند
حافظ