بعد از ظهر پنج شنبه وقتم رو به بازدید از مقبرةالشعرای تبریز و موزه ادبي شهريار اختصاص دادم.
مقبرةالشعرا

مقبرة الشعرا رو به نوعي ميتوان نماد تبريز دونست. اين مكان در يكي از قديمي ترين محله هاي تبريز بنام سرخاب واقع شده و در قديم مدفن بسياري از شعراي مشهور پارسي گوي از جمله خاقاني شرواني٬ اسدي طوسي و انوري ابيوردي بوده.
مقبرةالشعرا تا قرن دهم هجري٬ آباد و معروف بوده ولي پس از تهاجم تركان عثماني بصورت ويرانه در اومده و در حال حاضر فقط مدفن استاد شهريار هستش.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 17:18  توسط پیوند
|
روز پنج شنبه حسابی تبریز رو گشتم. چون از قبل جاذبه های تاریخی و گردشگری تبریز رو میشناختم وقتم رو طوری تنظیم کردم که هیچ جای مهمی رو از دست ندم.
موزه آذربایجان:

يكي از نقاط ديدني شهر تبريز موزه آذربايجان هستش كه در كنار مسجد معروف كبود تبريز واقع٬ و از ۳ طبقه تشكيل شده.
در طبقه اول موزه اشيايي تاريخي از دوران پش از ميلاد مسيح تا دوران اسلامي به معرض نمايش در اومده. همچنين آثاري از دوران هخامنشي٬ اشكاني و ساساني هم در اين موزه هست كه از تنوع قابل توجهي برخورداره.
طبقه دوم اين موزه به سكه و مهرهاي قديمي اختصاص داره كه سكه هايي از دوران هخامنشي تا دوره قاجار رو شامل ميشه كه در نوع خودش خيلي ديدنيه. همچنين نمونه هاي از نادرترين مهرهاي قديمي در كنار سكه ها به نمايش دراومده كه اونها هم خيلي جالبه.
طبقه زيرين اين موزه محل نمايش و نگهداري مجسمه هاي نفيسي هست كه توسط مجسمه ساز تبريزي بنام احد حسيني خلق و سپس به اين موزه منتقل شده.
گالري مجسمه هاي احد حسيني:

مجسمه هاي این گالری طي ۵ سال و در مکان دیگری توسط آقاي احد حسيني ساخته و پس از برش و انتقال در طبقه زيرين اين موزه نصب و مرمت شده. تعداد مجسمه ها ۱۴ تاست و تجسم نگاه عميق این هنرمند به بدبختيهايي است كه سرتاسر جهان (و بويژه قرن بيستم) رو در بر گرفته.
موضوع اين مجسمه ها به ترتيب عبارتند از: زندگي٬ خزان زندگي٬ اضطراب٬ پنج هيولاي مرگ٬ تبعيض نژادي٬ خانواده پر اولاد٬ جام جهان نما٬ زندانيان سياسي٬ گرسنگان٬ بيچارگان٬ زنجيرهاي بدبختي٬ مرد صلح٬ جنگ و در آخر خزان زندگي.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 16:11  توسط پیوند
|

آخر هفته پيش فرصت مناسبي دست داد تا مسافرتي كوتاه به تبريز داشته باشم. هميشه دلم ميخواست زندگي كردن در شهري كه مردمانش به زبان ديگري گفتگو و تكلم ميكنند رو تجربه كنم٬ حالا چه تو ايران باشه و چه خارج ايران. از آخرين باري كه تبريز بودم حدود ۲۰ سال ميگذره٬ ديدن اين شهر زيبا و جذاب بعد از ۲۰ سال خيلي خاطره انگيز بود. تبريز رو در مجموع شهري ديدم كه همه چي اون حساب كتاب داره. اين مسافرت فرصت مناسبي بود تا اين شهر رو از منظري ديگه ببينم.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 14:48  توسط پیوند
|
مکان :ترافیک صبحگاهی بزرگراه حکیم (مسیر غرب به شرق)
مکالمه مردی ۵۰ ساله با جوانی حدودا" ۳۰ ساله که در حال کشیدن سیگار٬ حین رانندگیست:
- مرد ۵۰ ساله: باهاش رودرواسی داری یا حریفش نمیشی؟
- مرد جوان: (به دنبال صدا میگردد و تنها مرد ۵۰ ساله را میبیند که در حال نگاه کردن به اوست) منظورتون رو متوجه نشدم.
- مرد ۵۰ ساله: همونو که دستته میگم(سیگار).
- مرد جوان: شما پزشک هستید؟
- مرد ۵۰ ساله: در خدمت شما هستیم.
هر یک به مسیری میروند و در ترافیک این شهر بی در و پیکر گم میشوند.
همیشه از آدمهایی که میخوان تأثیر مثبت بر افراد اجتماع داشته باشند خوشم میاد. مثل همین مرد ۵۰ ساله که از فرصت چند ثانیه ای که در ترافیک بوجود اومده هم استفاده میکنه و یه نفر رو (با استفاده از شیوه انگیزش منفی) تشویق به ترک سیگار میکنه. شاید همین یک جمله کوتاه تلنگری باشه و موجب بشه که مرد جوان سیگار رو ترک کنه.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 16:13  توسط پیوند
|