نميدونم شما چقدر با من هم عقيده هستين كه نوشته هاي پشت وانتها و كاميونها حاوي خيلي نكته هاست. اين نوشته ها بيانگر احساسات دروني راننده هاست و به نظر من نوشته هاشون از لحاظ روانشناختي ميتونه قابل تاُمل باشه. امروز كه داشتم ميومدم سر كار،نوشته عقب يه وانت بار توجهم رو جلب كرد.پشت وانت نوشته شده بود : " اي كاش جواني المثانيي داشت ".
يكي از مطلبهايي كه هميشه ميخواستم در موردش بنويسم به نوعي مرتبط با اين وانت-نوشته هست، و ديدن اين جمله پشت وانت موجب شد بيشتر از اين تعلل نكنم.
خيلي وقتا تو جووني اشتباهاتي از ما سر ميزنه كه بعدها ميفهميم جبرانش خيلي سخت و يا حتي غيرممكنه؛ وقتي ميفهميم كه زماني براي جبران باقي نمونده...
در اين جور مواقع آدمها 2 دسته ميشن : يه سري از اونها در صدد جبران اشتباه برميان و سعي ميكنن ديگه مرتكب اشتباه نشن. يه سري ديگه هم ميشينن و زانوي غم بغل ميگيرن و از زمان مفيدي هم كه در اختيارشون هست استفاده نميكنند و اون رو صرف غصه خوردن ميكنند. من خودم جزو هر دوي اينام . يعني هم در صدد جبران اشتباه برميام و هم اينكه همزمان غصه گذشته رو هم ميخورم!
خوش به حال اوناييكه ضريب اشتباهاتشون صفر و يا خيلي كمه و از جوونيشون و از وقتشون حداكثر استفاده مطلوب رو ميبرن.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 14:24  توسط پیوند
|
پريشب خواب ديدم كه دارم با پدرم در باره مسأله اي كه در موردش صحبت كردن، خيلي عجيب و دور از ذهنه،حرف ميزنم . ديشب كه رسيدم خونه و به پدرم سلام كردم يه لحظه فكر كردم كه اون قضيه رو تو عالم واقع بهش گفتم و انتظار تغيير برخوردش رو داشتم.وقتي ديدم برخوردش عادي و مثل هميشه هست خدا رو شكر كردم كه تو خواب اون حرفا رو زدم !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 14:34  توسط پیوند
|
نقاشي لبخند ژوكوند يا مونا ليزا اثر جاودانه لئوناردو داوينچي:
البته تو اين تابلو لبخندش معلوم نيست!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 15:23  توسط پیوند
|
مردم مهاباد خيلي به سيزده بدر اهميت ميدن.۲-۳ ساله كه سعي ميكنم ۱۳ بدر رو تو مهاباد باشم چون خيلي باصفاست.اين سومين سيزده بدري بود كه تو مهاباد بودم.
جاده هاي منتهي به مهاباد جاي سوزن انداختن نيست...به خصوص اطراف ساحل رودخانه كه به سد مهاباد منتهي ميشه خيلي طرفدار داره و خيليا از براي اينكه جا بگيرن از شب قبل سيزده ميرن و جا ميگيرن.آش دوغ يا ماست كه كرديش ميشه " دو كليو " پاي ثابت سفره روز سيزده بدر هست.
چند تا عكس از روز سيزده بدر انداختم كه ديدنش خالي از لطف نيست
عكس بالايي حاشيه رودخانه از سمت جاده پيرانشهر هستش.
امسال ما رفته بوديم سمت جاده پيرانشهر.عكس پايين منطقه اي به اسم " ميدان " هست كه ۲۵ كيلومتر از مهاباد فاصله داره.سيزده بدر رو به اتفاق خانواده ۲ تا از داييهام اونجا بوديم.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 19:36  توسط پیوند
|
امروز میخواهم در مورد مسافرتی که به شهر مهاباد و بانه و بازدیدی که از آبشار شلماش واقع در ۱۵ کیلومتری سردشت داشتم ، براتون بنویسم.امیدوارم شما هم فرصت کنید و بتونین به مناطق زیبا و بکر کردستان سفر کنید...
پنج شنبه ۸ فروردین بود که از تهران به سمت مهاباد را افتادم . از تهران تا مهاباد دقیقا" ۷۵۰ کیلومتر مسافت هستش که حدودا" ۵۴۰ کیلومترش اتوبانه.اتوبانهای کرج-قزوین و قزوین-زنجان از لحاظ آسفالت تعریفی ندارند ولی اتوبان زنجان-تبریز چون تقریبا" یکسالیه که افتتاح شده آسفالتش خیلی عالیه ولی اونم امکانات بین راهیش افتضاحه...من که میرفتم نه پمپ بنزینی دیدم و نه مجتمع رفاهی بین راهی داشت(البته قبل خروجی هشترود یه پمپ بنزین سیار بود که اگه نبود تو اون بیابون حتما"بنزین تموم میکردم!).
حضور پلیس در سطح جاده ها خیلی محسوس بود(من هم از جریمه پلیس بی نصیب نموندم و خلاصه یه ۲۰۰۰۰ تومنی سلفیدم!).پایگاههای اورژانس و امداد بین جاده ای هم حضور پررنگی داشتند.چیزی که برام خیلی جالب بود توزیع بروشورهای راهنمایی مسافران در مبادی ورودی/خروجی شهرها بودش که این بروشورها حاوی اطلاعات مفیدی در خصوص شهرها و نقاط دیدنی و تاریخی هر شهری بود.این بروشورها رو که میخوندم تازه میفهمیدم که گوشه گوشه ایران پر از جاذبه های توریستی و نقاط دیدنی هست که خیلی از ما از اونا بی اطلاع هستیم.
خلاصه حدودا" طرفای ساعت ۷ رسیدم مهاباد، یکی دو روزی مهاباد بودم و صله رحم انجام دادم و به چندتا از فامیلا سر زدم و روز ۱۱ فروردین به سمت بانه حرکت کردم.
بانه یکی از زیباترین مناطق کردستان:
صبح روز ۱۱ فروردین از مهاباد به سمت بانه را افتادم، از مهاباد از ۲ طریق میشه رفت بانه.یکی از راه مهاباد-بوکان-سقز-بانه و اون یکی از راه مهاباد-سردشت-بانه که من از راه سردشت رفتم. جاده مهاباد به سمت سردشت و سردشت به سمت بانه خیلی زیبا و سرسبزه...مخصوصا" جاده سردشت-بانه که تو اردیبهشت اوج سرسبزی و زیبایی اون مناطق هست.بانه شهری کوهستانیه که در مجاورت مرز عراق قرار داره و به دلیل همین مجاورت هم به یکی از کانونهای تجاری منطقه تبدیل شده. بعد از ظهر همون روز رفتم توی شهر و سری به مراکز خریدش زدم که به دلیل شلوغی بیش از حد اطراف پاساژها و داخلشون یه جورایی خسته کننده بود. خلاصه یه خریدی کردم و شب رو رفتم پیش یکی از دوستام که تو یکی از بخشهای اطراف بانه پزشکه و داره طرحشو میگذرونه.
روستای نجنه
روستای نجنه به نظر من نگین کم نظیر طبیعت اطراف بانه هست.این روستا در فاصله ۳۸ کیلومتری جاده بانه-سردشت و در محیطی جنگلی و کوهستانی قرار گرفته که طبیعتش بکر و دست نخورده باقی مونده.
نجنه يكي از زيباترين مناطقي بود كه من تا حالا ديدم.توي روستا يه مجتمع پرورش ماهي قزل آلا هم هست كه همونجا ماهي رو ميگيرن و كباب ميكنند كه جاتون خالي يه قزل آلاي لذيذ و خوشمزه هم اونجا خوردم. 
چيزي كه برام جالب بود اين بود كه اونجا از بشقاب و قاشق و چنگال خبري نبود و ماهي رو بعد اينكه كباب شد برات روي نون ميذارن و بايد با دست بخوري كه انصافا" خيلي چسبيد.
بعد اينكه ناهار رو خوردم يه گشتي همون اطراف زدم و به سمت آبشار شلماش حركت كردم.
آبشار شلماش يكي از شاهكارهاي طبيعت:
آبشار شلماش در ۱۵ كيلومتري جاده سردشت به سمت آلان واقع شده و به نظر من يكي از زيباترين آبشارهاي ايرانه كه در نزديكيه روستايي به همين نام واقع شده.وقتي رسيدم اونجا جمعيت زيادي رو ديدم كه اومده بودن آبشار رو ببينند كه انتظار نداشتم اينقدر جمعيت رو اونجا ببينم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 18:18  توسط پیوند
|
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

فرارسیدن سال نو و نوروز باستانی مبارک باد!
سالی مملو از شادمانی و بهروزی توأم با سلامتی و موفقیت را برایتان آرزومندم.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 4:35  توسط پیوند
|