چندماه پیش (تیر ماه) که داشتم میومدم مهاباد، آسفالت کمربندی قزوین رو داشتند بازسازی میکردند؛ دیروز که از اونجا رد میشدم دیدم که آسفالت مجدد کمربندی قزوین (که حدودا" ۵ کیلومتر هستش) تموم شده و فقط خط کشی سطح اتوبان باقی مونده یعنی پس از گذشت ۵ ماه که من از اونجا رد شدم هنوز تکمیل نشده بود!
دیشب برنامه ۹۰ رو نگاه میکردم با یکی از مسئولین شهر تبریز در مورد استادیوم ورزشی تبریز صحبت میکرد که پس از ۲۳ سال، هنوز به بهره برداری نرسیده!!! پیش خودم گفتم وقتی آسفالت یه کمربندی چندماه طول میکشه ساخت یک ورزشگاه هم باید ربع قرن زمان ببره تا تکمیل بشه!!!
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 14:15  توسط پیوند
|
امروز طرفهای ظهر از تهران به سمت مهاباد راه افتادم و فعلا" چند روزی اینجام. تفاوت این مسافرت با مسافرتهای قبلیم در اینکه این مسافرت اولین مسافرت متاهلی من به مهاباد هستش. در مورد این مسافرت شاید بیشتر بنویسم.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 22:18  توسط پیوند
|

ديشب مسابقه اي بين دو تيم استقلال و سايپا برگزار شد كه شايد در نوع خودش يكي از نادرترين مسابقات فوتبالي باشه كه تا حالا برگزار شده٬ مسابقه اي كه در روز شانزدهم شهريور شروع و در روز هفدهم هم تموم شد!
شايد گلي كه آرش برهاني در آخرين ثانيه هاي بازي و در ساعت ۲۰ دقيقه بامداد به ثمر رسوند رو بشه ديرترين ( و شايد هم زودترين ! ) گل تاريخ فوتبال قلمداد كرد.
از مسئول برگزاري مسابقات ليگ برتر در مورد ساعت برگزاري اين بازي سوال كرده بودند كه اون هم در جواب گفته بود در كشورهاي اروپايي هم مسابقات در همين ساعت برگزار ميشه! البته بايد گفت ايشون اختلاف ۵/۳ ساعتي بين ايران و اروپا رو حساب نكرده بودند!!!
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:32  توسط پیوند
|
چند وقتیه که تبلیغی برای فروش " لوح فشرده سند جامع ده سال مدیریت قضای
ی " در سطح شهر دیده میشه و در کنار این تبلیغ این عبارت به چشم میخوره: نظام قضایی ایران یکی از نظامهای کارآمد دنیاست .
من خودم به شخصه این جمله رو زیاد شنیدم که میگن: دعا کنید سر و کارتون به ۲ جا نخوره یکی بیمارستان و یکی دادگستری. شاید دلیلش این باشه که تو این ۲ مکان مرجع مشخصی نیست که پاسخگوی شما باشه و شما هر شکایتی هم داشته باشین کاری از دستتون بر نمیاد.
ذکر ۲ مورد پرونده بسیار ساده حقوقی که اتفاقا" هر ۲ تاشون نزدیک ۲ ساله در جریانه خالی از لطف نباشه :
اولین مورد مربوط به یکی از ساکنین مجتمعی هستش که من قبلا" اونجا زندگی میکردم و این شخص ۳-۲ سالی بود که از پرداخت شارژ ماهیانه خودداری میکرد و هیئت مدیره مجتمع هم رفته بودن و ازش شکایت کرده بودن. مشاهدات مدیر مجتمع از چیزایی که دیده بود شنیدنی بود. مدير مجتمع ميگفت قاضي اين پرونده از ساده ترين مسائل حقوقي هم مطلع نبود و ما بوديم كه بهش ميگفتيم در قانون اينجوري اومده !!! و اون هم از مستشارهاي كنار دستش ميپرسيد: ايشون ( مدير مجتمع ) راست ميگن؟!!! جالبه كه بدونين پرونده هايي از اين دست جزو ساده ترين پرونده هاي حقوقي محسوب ميشه و رسيدگي به اون طبق قانون خارج از نوبت هم هست (چون شايد كسي كه شارژ ماهيانه پرداخت نميكنه بزنه بره٬ به همين دليل بايد خارج از نوبت رسيدگي بشه) ولي همين پرونده ۲ ساله كه در جريانه و جالبه كه بدونين قاضي نميدونست كه اين قبيل پرونده ها بايد خارج از نوبت رسيدگي بشه.
مورد دوم مربوط به يكي از دوستانم ميشه كه قصد جدايي از همسرش رو داره و پرونده اون هم نزديك ۲ ساله كه در جريانه. اين قبيل پرونده ها هم جزو ساده ترين پرونده هاي حقوقي محسوب ميشه ولي پرونده اين دوستم هم ۲ ساله بلاتكليفه. اگه بخوام مشاهدات اين دوستم رو در مورد کم سوادی قاضیها٬ برخورد بد کارمندها و اینکه این وکلا هستند که به قاضیها یاد میدن که قانون چی نوشته و ... بگم مثنوي هفتاد من ميشه.
من یه بار برای مشاوره حقوقی پیش یه وکیل رفته بودم. همینجوری صحبت میکردیم من گفتم: بابا قانون اینجوری میگه. وکیل در جواب به من گفت بابا اینجا نباید صحبت از قانون کرد !!! جالب اینجاست که عین همین جمله رو هم یکی از کارمندای شورای حل اختلاف به مدیر مجتمع گفته بود.
امیدوارم روزی برسه که نظام قضایی ایران به یکی از نظامهای قضایی کارآمد دنیا تبدیل بشه ولی الان این نظام قضایی با وجود ۸ میلیون پرونده بلاتکلیف٬ افزایش ورودی پرونده ها به محاکم قضایی٬ بی اعتمادی مردم به این نهاد و عدم اجرای درست قانون فاصله زیادی با یک نظام قضایی کارآمد داره.
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:48  توسط پیوند
|
این پست در اصل نوشته سردبیر همشهری مسافر آقای میثم زمان آبادی هستش که در تاریخ ۲۳/۴/۸۸ در قسمت "یادداشت سردبیر" به قلم زیبای ایشون نوشته شده. من یادداشت ایشون رو بصورت خلاصه اینجا آوردم:
به گمان بسیاری معجزه پابلو نرودا در بیان تفاوتهای "مرگ و زندگی" را هیچ نویسنده یا شاعری نتوانسته تکرار کند. هم او که سروده:
اگر سفر نکنی٬ اگر کتاب نخوانی٬ اگر به اصوات زندگی گوش ندهی٬ اگر از خودت قدردانی نکنی... .
مرگ نرودا ۱۲ روز پس از کودتای ژنرال پینوشه و قتل سالوادور آلنده روی داد. میگویند نرودا در طول این ۱۲ روز به خاطر مرگ آلنده گریسته و عزادار بود. وقتی خبر این خون گریستن های پی در پی به گوش پینوشه رسید فرمان داد که برای ارعاب و عبرت این شاعر نازک دل٬ خانه اش را به اتهام مخفی کردن اسلحه! در نهایت خشونت بازرسی کنند. اتهامی که هر شیلیایی آزاد اندیشی میدانست که غیر واقعی ترین اتهام برای کسی است که جز "قلم و کاغذ" چیزی نمیشناخت و معیاری فراتر از وجدان بیدار نداشت.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی
اگر با آدمهای جدید صحبت نکنی
تاریخ گواهی میدهد پس از این اقدام پینوشه بود که نرودا دیگر " زندگی " را تاب نیاورد و " مرگ " را پذیرفت. کسی که در آثار ماندگارش زندگی و مرگ در آمریکای لاتین را ترسیم کرده بود و سیه روزی مردمانش را به دنیا نشان داده بود.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده عادات خود شوی
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
زمانیکه خودباوری را بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
این شاعر با احساس در واپسین روزهای عمرش گفته بود:
امروز زندگی را آغاز کن
امروز امتحان کن
امروز کاری کن
نگذار که آرام بمیری
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 3:57  توسط پیوند
|
خسته ام از این کویر ٬ این کویر کور و پیـر اين هبوط بي دليل ٬ اين سقوط ناگــــزير
آسمان بي هدف ٬ بادهاي بي طـــــــرف ابرهاي سربراه ٬ بيدهاي ســــــــربه زير
.
.
.
اين تويي در آن طرف پشت ميله ها رها اين منم در اين طرف پشت ميله ها اسير
دست خسته مرا ٬ مثل كودكي بگيــــــر با خودت مرا ببر٬ خسته ام از ايـــــن كوير
" قيصر امين پور "
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 14:48  توسط پیوند
|
امروز مردم ایران رئیس جمهورشون رو برای مدت ۴ سال انتخاب میکنند.
آیا رئیس جمهور منتخب میتونه به وعده هاش عمل کنه؟ آیا مردم ۴ سال دیگه از انتخابشون پشیمون نمیشن؟ آیا مشکلات اقتصادی مردم حل میشه؟ و دهها پرسش دیگه... . چیزی که مشخصه رئیس جمهور منتخب کار سختی پیش رو داره.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 18:55  توسط پیوند
|
امشب تبليغات انتخابات به اوج خودش ميرسه و هواداراي نامزدها تلاش ميكنن تاجاييكه ميتونن بروشورهاي تبليغاتي رو بین مردم توزيع كنند.
يكي از نكات جالبي كه من در این ميتينگها و تجمعهاي انتخاباتي خيابونها ديدم اين بود كه طرفدارهاي نامزدها كاري به هم ندارند و هر كدوم از اونا تلاش ميكنند نظر رهگذرها رو به خودشون جلب كنند. البته يه جاهايي به هم متلك ميپروندند ولی نهايت درگيري طرفدارها٬ درگيري لفظي بود.
عكس بالا عكس جالبيه كه طرفدارهاي ۴ نامزد رو در كنار هم نشون ميده.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 16:20  توسط پیوند
|

اگه شبها به خیابونهای تهران سری زده باشید اجتماعات بزرگی از مردم رو میبینید که ضمن شادی کردن در حال تبلیغ برای کاندیدای مورد علاقشون هستند.
ديشب رفتم تا از نزديك اين اجتماعات رو ببينم. پسرها و دخترها توي خيابونها ريخته بودند و داشتند براي كانديداي مورد علاقه شون تبليغ ميكردند. خيليها كه توي ترافيك گير كرده بودن صداي ضبط ماشينهاشون رو بلند كرده بودند و بيرون يا توي ماشين مشغول رقصيدن ( ببخشيد حركات موزون ) بودند. چيزي كه ميشد در نگاه اول متوجه اون شد اين بود كه تبليغ براي كانديدا در اولويت دوم قرار داشت و جوونها در اصل داشتند انرژي خودشون رو تخليه ميكردند٬ و اين شبها فرصت مناسبي براي اين كاره.
اي كاش فكري به حال شادي و شادي كردن اين قشر ميشد تا اونها هميشه بتونن بدون دغدغه هيجانات خودشون رو تخليه كنند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 10:14  توسط پیوند
|

ديشب آخرين مناظره انتخاباتي هم برگزار شد و به قول معروف به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقيست. در اين خصوص چند نكته به ذهنم رسيد:
نكته اول : اين بود به نظر من آمار تو كشور ما خيلي مظلومه! و توي اين مناظره ها مشخص نشد كه كدوم طرف آمار واقعي و حقيقي رو ارائه ميكنه.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 12:50  توسط پیوند
|